Nowruz

نوروزتان فرخنده بهارتان پاینده باد

به شاخِ سرو می خواند هَزار آهسته آهسته

که از گلشن گذر دارد بهار آهسته آهسته

س‍ِزد در پیش پایش گر نسیم باد نوروزی

گل افشانی کند از هر کنار آهسته آهسته

ز نو مشاطه دوران عروسان بهاری را

دهد آرایه از نقش و نگار آهسته آهسته

جهان شاداب و مرغ صبح خوشخوان و هوا دلکش

روان بر سبزه زاران جویبار آهسته آهسته

به شوق آفتاب از خاک، گل سر برزند با ناز

کند راز بقا باز آشکار آهسته آهسته

به یمن دولت ابر بهاران قطرۀ باران

ز برگ یاسمن شوید غبار آهسته آهسته

دلا تا فرصتت باقیست کام از روز خوش بستان

که خواهد شد دگر سان روزگار آهسته آهسته

بشادی یک نفس برخیز و خرم بر چمن بگذر

به پای لاله جامی میگسار آهسته آهسته

چو در دستت رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش

که می خواند به شاخ گل هَزار آهسته آهسته

دکتر هوشنگ رهنما